تبلیغات
خوش خوان - وصیت اسکندر مقدونی
 
درباره وبلاگ


هر داستان یا مطلب جالبی که بخوای اینجا هست. داستان کوتاه، حکایت، آموزنده، طنز، مطالب جالب و هر چی که بخوای اینجا پیدا میشه

مدیر وبلاگ : امیر امیری
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خوش خوان
معدن انواع داستان، شعر، مطالب آموزنده و طنز، سخن اندیشمندان و ...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 16 آبان 1390 :: نویسنده : امیر امیری
الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.
در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.
با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.
او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد.
اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.
فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:
اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند.
اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.
فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟
در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد.
آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم ...


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 12:59 قبل از ظهر
Everyone loves what you guys are usually up too.
This sort of clever work and coverage! Keep up the very good works guys I've incorporated you guys to
blogroll.
شنبه 18 شهریور 1396 07:58 قبل از ظهر
Hey there! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.
Is it difficult to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty fast.
I'm thinking about making my own but I'm not sure where to start.

Do you have any ideas or suggestions? Many thanks
جمعه 17 شهریور 1396 02:43 بعد از ظهر
Superb, what a webpage it is! This weblog presents valuable facts to us,
keep it up.
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:28 قبل از ظهر
Hello There. I found your weblog using msn. That is a really smartly written article.
I'll be sure to bookmark it and return to read extra of your helpful information. Thank
you for the post. I will certainly comeback.
یکشنبه 8 مرداد 1396 11:17 بعد از ظهر
Thank you a bunch for sharing this with all folks you actually know
what you're speaking approximately! Bookmarked.
Please also seek advice from my site =).
We could have a hyperlink exchange arrangement among us
پنجشنبه 5 مرداد 1396 05:53 بعد از ظهر
Have you ever thought about creating an ebook or guest authoring on other sites?
I have a blog centered on the same topics you discuss and would really like
to have you share some stories/information. I know my visitors would
value your work. If you are even remotely interested, feel free to send me
an email.
چهارشنبه 28 تیر 1396 01:21 بعد از ظهر
Hello, yes this paragraph is genuinely pleasant and I
have learned lot of things from it on the topic of blogging.
thanks.
شنبه 17 تیر 1396 11:44 بعد از ظهر
Hello there, You've performed an excellent job. I will certainly digg it and for
my part recommend to my friends. I'm sure they will be benefited from this website.
یکشنبه 11 تیر 1396 08:54 بعد از ظهر
Glad to be one of the visitors on this awful internet site :D.
سه شنبه 6 تیر 1396 05:21 قبل از ظهر
Loving the info on this website, you have done great job on the posts.
یکشنبه 21 خرداد 1396 10:12 قبل از ظهر
An outstanding share! I've just forwarded this onto
a colleague who had been doing a little research on this.
And he actually ordered me dinner due to the fact that I found it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!! But yeah,
thanks for spending the time to discuss this issue here on your blog.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:57 بعد از ظهر
At this time it seems like Drupal is the best blogging platform out
there right now. (from what I've read) Is that
what you are using on your blog?
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:05 بعد از ظهر
I'd like to find out more? I'd want to find out more details.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:40 بعد از ظهر
I was wondering if you ever thought of changing the structure
of your site? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way
of content so people could connect with it better. Youve got an awful
lot of text for only having 1 or two images. Maybe you could space it out better?
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:04 بعد از ظهر
What's up, its fastidious paragraph about media print, we all be familiar with media is a enormous source of information.
جمعه 18 فروردین 1396 09:55 بعد از ظهر
Inspiring quest there. What occurred after?

Take care!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب